تبليغاتX
دانایی توانایی
سکولاریسم چیست؟ 

بخش اول                                                                                                         

                                              سکولاریسم چیست؟ 

 اهمیت این بحث                                                                                       

با پیشرفت علوم ، رشد فکری ، رسیدن بشر به تکامل عقلی و تکامل علمی،ابتدا در جهان مسیحیت،  و سپس در جهان اسلام،  نظریه ای مبنی بر محدودیت قلمرو دین، بنام سکولاریسم مطرح شد، که رسالت اصلی دین را تنها در قلمرو فردی و معنوی بشر خلاصه میکرد، و مسائل اجتماعی را خارج از دایره دین می دانست؛ اکنون در جامعه ای در حال گذار ما ،این نظریه به قوت تمام طرح شده و ما شاهد این مباحث در رسانه ها و نشرات می باشیم این بحث از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می کند که جامعه ما از نظر سیاسی، حکومت های ناموفق  چون مجاهدین و امارات اسلامی طالبان را سپری کرده است، و مردم خاطره خوش از اداره سیاسی آنها که از نام اسلام و نمادهای دینی  استفاده کردند،  ندارند و در این زمان، اسلام در جهان تروریست پرور خشونت طلب معرفی شد.در چنین اوضاعی، سکولاریسم و نظریه محدود بودن قلمرو دین دوباره مطرح شده است ؛ در جامعه اسلامی که  دچار فرایندی  سکولاریزاسیون شدن است، پرداختن به این بحث اهمیت ویژه ای دارد، تا روشن شود که1 سکولاریسم چیست؟ 2عوامل پیدایش سکولاریسم در جهان مسیحیت کدام است؟ 3 آیا در اسلام عوامل سکولاریسم وجود دارد؟

سکولاریسم چیست؟

تبیین و تعریف واژه های مرتبط با بحث سکولاریسم

همزمان با  تعریف سکولاریسم، و برای روشن شدن مفهوم سکولاریسم، ما  ناچاریم که واژه های مرتبط بحث مثل« سکولار» ،  «سکولاریزاسیون» ، «لائیک و لائیسیزم» ، و«دین»  را هم توضیح دهیم زیرا توضیح و تفسیر این واژه   و  فهم درست از آن به تنهای اگر میسور و مقدور باشد،بازهم در«اصل بحث » نیاز به فهم درست واژه های مرتبط داریم.

1-    سکولار

سکولار، «دنیوی ، مادی ، غیر مذهبی، طرفدار دنیوی شدن امور، و آنچه به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه از خداوند ،الوهیت و معنویت دور است»، معانی و کاربردهای هستند که در کتب لغت برای واژه ی سکولار گفته شده است.

در اصطلاح: سکولار وصف است و کاربردی صفتی دارد؛ انسان، جامعه ، فرهنگ ، حکومت ، علم و غیره به آن توصیف می شود مانند انسان سکولار، جامعه سکولار و حکومت سکولار 

2- سکولاریسم

در لغت: سکولاریسم به معانی زیر آمده است: « نا دین محوری»،  «نا دین مداری» ، «نا دین باور» ، «دنیا زدگی» و «اعتقاد به این که قوانین آموزش و سایر امور اجتماعی به جای آن که بر مذهب مبتنی گردد بر داده های علمی بنا شود» [1].

ریشه ای  سکولاریسم واژه ای لاتینی secularis مشتق از seculum به معنای « نیا» یا « گیتی» در برابر « مینو» است. و مفهوم کلاسیک مسیحی آن نقطه ای مقابل ابدیّت و الوهیّت است. و سکولاریسم با لحاظ تبار لغوی خود همان مخالفت با تعلیم شرعیّات و مطالب دینی است. مثلا secular laws به معنای قوانین عرفی، و secular mysticism به معنای عرفان ناسوتی است. در زبان انگلیسی متضاد secular (دنیوی و عرفی) واژه ای sacred( مقدس و دینی) است)

در اصطلاح: سکولاریسم عبارت است از گرایشی که طرفدار و مروّج حذف، یا بی اعتنایی و به حاشیه راندن نقش دین در ساحت های مختلف حیات انسانی از قبیل سیاست، حکومت، علم، عقلانیّت، اخلاق و... است. فرهنگیان و آشنایان به تاریخ فلسفه غرب ، سکولاریسم را در فارسی با معادل دقیق که بتواند بار معنای درست و دقیق آن را داشته باشد. ابداع  نکرده اند با این وجود به اعتقاد نویسنده کتاب« فرهنگ واژه ها» ، « دنیا گرایی»، « دنیا زدگی»،«جدا انگاری دین و دنیا»، «عرفی گرایی» و... را برای این مفهوم گسترده به کار می برند.[2] 

پسوند «ism» در انگلیسی نشان دهنده مکتب است و پشتوانه ای ایدئولوژیکی دارد مانند humanism (مکتب اصالت انسان) ، liberalism (مکتب آزادی خواهی)  و secularism (دنیا گرایی) نیز  اسمِ یک مکتب و ایدئولوژی است با طرز فکر ویژه ای  که برای سکولاریزه کردن جامعه  و جدا انگاری دین و دنیا  طرح نقشه و برنامه دارد ، و برای رسیدن به آن هدف تلاش می کند.

3-    سکولاریزاسیون

با  تعریفی که از سکولار و سکولاریسم کردیم اجمالا معنای  سکولاریزاسیون نیز روشن می شود 

سکولاریزاسیون ( (actionفرایند ، عمل ، یا جریانی است که در طی آن شؤنات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی جامعه دیانت زدایی و قداست زدایی می شوند و در این فرایند  مظاهر دینی در جامعه کمرنگ و به تدریج حذف  و یا کاهش می یابد و بدون حضور دین به تدبیر امور پرداخته می شود. برای این واژه در فارسی «عرفی شدن» دنیوی شدن» ، «دیانت زدایی» ، و «قداست زدایی»[3] و « جدا انگاری دین و دنیا» به کار رفته است.

بریان ویلسون می گوید:

اگر بخواهیم جدا انگاری دین و دنیا را به اجمال تعریف کنیم می توانیم بگوییم: فرآیندی است که طی آن  وجدان دینی، فعالیت های دینی و نهاد های دینی، اعتبار و اهمیت اجتماعی خود را از دست می دهند؛ و این بدان معنا است که دین در عملکرد نظام اجتماعی به حاشیه رانده می شود و کارکرد های اساسی در عملکرد جامعه با خارج شدن از زیر نفوذ و نظارت عواملی که اختصاصا به امر ماورای طبیعی عنایت دارند، عقلانی می گردد.[4]

4- لائیک  و لاﺋیسیزم

واژه ای لائیک ((Laic به معنای جدا از دین، یا دین جدا، و واژه ای لاﺋیسیزم( Laicism ( به معنای دین جدا گری، یا دین جدایی، و واژه ای لاﺋیتی به معنای عامه  مردم غیر روحانی، عموم، نا حرفه ای ها و مردم ساده است. [5]  لائیک معادل سکولار، و لاﺋیسیزم معادل سکولاریسم است. واژه های لائیک و لاﺋیسیزم  در فرهنگ و محاوره ای فرانسوی زبانان، و واژه های سکولار و سکولاریسم در فرهنگ و زبان انگلیسی زبان ها معروف است.

تفاوت سکولار و لائیک:

برخی از جامعه شناسان میان لائیک و سکولار فرق نهاده و بر این عقیده اند که لائیک وصف حکومت در جامعه ای است که فرهنگ عمومی آن سکولاریزه نشده است و دین در آن جامعه ، مورد احترام و اهتمام است؛  مانند آنچه در ترکیه مشاهده می شود.ولی سکولار وصف حکومت در جامعه ای است که فرهنگ عمومی آن نیز سکولاریزه شده و در نتیجه میان حکومت و باور دینی مردم ناسازگاری وجود ندارد.

ژان پل ویلم در این باره چنین گفته است: لائیک سازی (یا انفصال دین از سیاست ) و سکولارسازی دو واژه ای تقریبا پیچیده ای هستند که اولی برای فرانسه زبان ها آشناست و دومی برای انگلیسی زبانها .

 ژان بوبرو (Jean Bauberot) سعی داشت تا با ایجاد لابراتوار اختصاصی« تاریخ و جامعه شناسی تفکر لائیک» نظر دهد که باید از لحاظ مفهومی بین لائیک سازی ( کوشش در جهت انفصال دین از سیاست ) و سکولارسازی ( دنیوی و ناسوتی ساختن دین ) تفاوت گذاشت.

لائیک سازی با تنش های روشن بین نیروهای اجتماعی ( دینی، فرهنگی، سیاسی، نظامی ) مرتبط است که می توانند جنبه ای یک منازعه ای علمی به خود بگیرند؛ در این صورت هدف از این کار تسلط بر دستگاه حکومت( و یا حد اقل ایجاد نفوذ قومی بر آن ) می شود، تا به عنوان بازیگر اجتماعی پا در صحنه گذاشته و راه حلی را که در مرحله ای اول به دین به عنوان یک نهاد اجتماعی مربوط می شود ارائه داده و یا حتی تحمیل کند. اما در سکولارسازی ، تغییر و تعویض های اقتصادی سیاسی ، دینی و علمی می توانند در هر زمینه ای تنش های درونی ایجاد کنند اما بین تغییرات درونی دین و تغییرات اجتماعی دیگر، ناهنجاری های شدید و خطرناک وجود ندارد. بدین صورت دین می تواند در تعامل با زمینه های دیگر، خود را تغییر داده اصلاح کند، یا این که دامنه ای ادعاهای اجتماعی خویش را محدود سازد به طوری که تا حدی از دست دادن استیلاء و تفوق اجتماعی خویش را مشروعیت بخشد و یا حتی در پاره ان از مواقع، در تحریک آن سهیم باشد از چنین منظری کشور دانمارک یک کشوری لائیک نیست  اما سکولار است. مذهب لوتری، مذهب رسمی آن جاست و در عین حال جامعه ی مدنی آن جا از قید هرگونه قیمومیت دینی آزاد است. در حالی که ترکیه نمونه ای یک کشور لائیک است که سکولار نشده است. دین اسلام هرچند که به عنوان دین رسمی کشور لغو شده است، هنوز هم نفوذ بسیاری در زندگی اجتماعی آن سرزمین دارد.

به طور قطع ، سکولار(دنیوی)سازی را باید یک تغییر و تحول اجتماعی- فرهنگی کلی دانست که به محدودیت «نقش نهادی و فرهنگی دین منجر می شود و دین مقدار زیادی ااز قدرت اجتماعی خویش را از دست می دهد.»[6].

5- دین

از آنجا که سکولاریسم در تقابلی با « دین » مطرح شده است در اصل این که آیا جامعه نوین دنیا گرا شده است یا در معرض دنیا گرایی قرار گرفته است بستگی به تعریف ما از دین دارد که دین را چگونه تعریف کنیم؛ در عام ترین تعریف، دین مکاتب چون کمونیسم  و اومانیسم را نیز فرا میگیرد. [7] روشن است در چنین کاربردی هیچ گونه تعارض و تقابلی میان سکولاریسم و دین وجود ندارد.چنانکه  همیلتون نیز گفته است برخی چنان تعریف جامع و فراگیری از دین می کنند که همیشه چیزی باقی می ماند که دین به شمار آید. برای چنین نویسندگانی دنیا گرایی امکان ناپذیر است.[8]

و نیز دینی که توسط عقل و تجربه و بر اساس نیاز های انسان، که علم جدید پاسخ گویی آن نیست، تعیین شده و تعریف می شود و فقط به بعد معنوی و امر قدسی دین توجه شده است ، تبعا  مسائل اجتماعی ، سیاسی و غیره را از حیطه دین خارج می دانند، با تفکر سکولاریسم تقابل ندارد.

تنها تعریفی از دین با سکولاریسم تقابل و ناسازگاری آشکار دارد که از منابع درون یک دین بدست آید  مثلا وقتی انسان به منابع  دین اسلام مراجعه میکند، به این نکته مهم پی می برد که تمام مسائل  ، احکام و دستورات عملی به نحو شایسته بیان شده است و همه ابعاد بشری را مد نظر قرارداده است این تعریف به دست  می آید که« دین مجموعه از عقاید و دستورات عملی در زمینه ای احکام و اخلاق است» و این تعریفی از دین  را سکولاریسم برتافته نمی تواند.

در هر حال مقصود ما از دین در این بحث دین اسلام است بدیهی است دین اسلام با دیگر ادیان- به ویژه ادیان وحیانی – مشترکات بسیاری دارد ولی آنچه آنرا از دیگر ادیان متمایز میسازد این است که کتاب مقدس این دین، قرآن کریم، وحی الهی است که بدون هیچ گونه تغییر و تحریفی باقی مانده است. مطابق این کتاب مقدس، دین رسالتی فراگیر در حیات بشری دارد و بدون آنکه به قلمرو دانش و خرد دست اندازی کند و مجال را بر آنها تنگ نماید ابعاد گوناگون زندگی انسان را مشمول تعالیم و احکام هدایتگرانه ای خود می داند بر این اساس دین اسلام روشن ترین تقابل را با سکولاریسم خواهد داشت.[9]

جمع بندی

 از این  نوشتار چند مطلب به دست می آید

1- از معنای سکولار و مشتقات آن معنای مشترک به دست می آید که همان اندیشه ای  جدا انگاری دین و دنیا و تلاش در جهت کاهش قدرت دین و حذف آن از جامعه است. و فرایندی دنیوی کردن و سکولاریزه کردن جامعه علاوه بر دنیوی کردن امور موجب پیدایش حکومت سکولار می شود.

2- در توضیح معنای لائیک و لائیزیسم  روشن شد که تقریبا این دو معادل  مفهوم سکولار و سکولاریسم است؛ هر دو(سکولار و سکولاریسم، لائیک و لائیزیسم)   به معنای جدای دین از دنیا و امور اجتماعی مشخصا جدای دین از تدبیر امور اجتماعی و سیاست است و هر دو وصف حکومت است با این تفاوت که  لائیک وصف حکومتی است که مردم آن دیندار است و هنوز دین در جامعه نقش دارد و  از احترام برخوردار است. ولی سکولار وصف حکومتی است که جامعه سکولاریزه شده است ولو دین از نظر حکومت  رسمی  باشد ولی چون جامعه سکولاریزه شده است  دین به عنوان یک نهاد اجتماعی نقشی ندارد و نمی تواند داشته باشد.

3-   با توجه به مراد ما از دین  و با توجه به تفاوت لائیک و سکولار این نتیجه مهم گرفته می شود که فرایند لائیک سازی اهمیت کمتر از سکولاریزه کردن را دارد زیرا حکومت لائیک پشتوانه ای در جامعه ندارد ولی با سکولاریزه شدن  جامعه، حکومت سکولار شکل میگیرد و حکومت سکولار ضرر بیشتر به دین و نهادهای آن می زند و تقابل و تضاد با دین بویژه باسلام دارد. متأسفانه در تمام جوامع اسلامی، و با شدت، قدرت و سرعت هرچه بیشتر جریان سکولاریزه کردن در جامعه های دینی اجرا می شود اینکه چه زمان شروع شد خود سری دراز دارد. ولی درد ما این است که  حتی بعضا فرهنگیان دینی در نوشته های خود ناخواسته به جریان فوق کمک می کند در حال که  اندیشه ناب ما ، اعمال ما ،  جامعه ما ، و فرهنگ ما دینی است و اینان  آشکارا با سکولار تعارض و تضاد دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]  فرهنگ لغت آکسفورد، فرهنگ وبستر، فرهنگ واژه ها

 2 عبدالرسول بیات، فرهنگ واژه ها، ص 327 - 328

[3] همان ص 329

5 برلیان ویلسون، جدا انگاری دین و دنیا به نقل از نقد مبانی سکولاریسم استار علی ربانی گلپایگانی ص 5

[5]  علی ربانی ، نقد مبانی سکولاریسم، ص 7

[6]  ژان پل ویلم جامعه شناسی ادیان، ترجمه ای عبدالرحیم گواهی ، ص 141- 142 / ربانی گلپایگانی نقد مبانی سکولاریسم ص 9

[7]  مایکل پترسون و دیگران ، کتاب عقل و اعتقاد دینی  ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی . ص 20

[8]  ملکُم همیلتون، جامعه شناسی دین، ترجمه ی محسن ثلاثی، ص 289.

[9]  علی ربانی گلپایگانی، نقد مبانی سکولاریسم تا ص  16

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در سه شنبه 1384/10/27 | موضوع:
چیستی، ضرورت و قلمرو دین 

 

 ضرورت دین

بخش اول :  تعریف دین و قلمرو آن

ضرورت بحث :

نیاز بشر به دین، و ضرورت بحث دین، از مباحث دیرینه ای کلام اسلامی است، که تحت «عنوان حُسن و وجوب تکلیف» مطرح شده است؛ باتوجه به جایگاه، و نقش ویژه ای که، دین در زندگی بشر داشته است، دین از مقوله های است که پیوسته اندیشه بشر را به خود جلب کرده است، به اهمیت این بحث از آن جهت است  که دین چه نیازی از بشر را بر طرف کرده و می کند؟ بویژه در عصر جدید که بشر در علوم و فنون مختلف به پشرفتهای شگرفی رسیده است، این فرضیه مطرح شده است که بشر جدید به دین نیازی ندارد اگر دین در گذشته نقشهای بی بدیلی را  ایفا می کرد، و برای زندگی انسان، یک امر ضروری به شمار می رفت  در این دوران که علم می تواند نقش های را که در گذشته دین ایفا می کرد، ایفا نماید بر این اساس فرضیه ای استغنای بشر جدید از دین را مطرح کرده اند.

فرضیه دیگری نیز مطرح شده است گرچه دین را در عصر جدید لازم می شمارد اما کارایی آنرا منحصر در حیات فردی و روحی انسان میداند و در عرصه ای حیات اجتماعی و سیاسی برای دین رسالتی را نمی شناسد.

با توجه به طرح چنین نظریه های، اهمیت و ضرورت  بحث در باره ای نیازمندی بشر به دین یا ضرورت دین برای بشر روشن تر میگردد1.

روش های تعریف دین

  دو روش در تعریف دین به کار رفته است:

1-     روش برون دینی

روش برون دینی این است که نخست از طریق عقل و تجربه به موارین که بشد به دین نیاز دارد تعیید شود آنگه آنچه به عنوان دین مظرح شده است مورد بررسی قرار گیرد و عناصر عرضی و فرعی آن جدا گردد که دینداران سکولار طرفداران این روش می باشد.

2-     روش درون دینی

برای تعریف دین به منابع درون دین مراجعه می شود تا معلوم شود که مثلا دین اسلا م  در قرآن  و روایات چه تعریف دارد2.

تعریف دین

تعاریف برون دینی دین:

1-     در حقیقت، دین وضعیتی روحی یا حالتی ناب و حرمت آمیز است که آنرا «خشیّت» می خوانیم3.

2-      دین، بیش از یر چیز کوششی است برای آن که حقیقت کامل« خیر» را در تمام وجوه هستی مان باز نماییم.4

3-     دین،احساس« اتکای مطلق» است.5 

4-     دین،احساس« تجربه دینی» است 6

5-      دین، یک« امر قدسی» است.

 نقد وبررسی:

1-     این تعاریف بر اساس مبانی علوم اجتماعی و با رویکرد سکولاریستی است.

2-     هیچ یک از تعاریف، بانگرش جامع نگرانه، به دین ننگریسته اند و تنها به ساحت  و بُعد خاص پرداخته اند.

نویسندگان کتاب عقل و اعتقاد دینی، به یگ بُعدی بودن این تعاریف توجه داشته اند، و تلاش کرده اند که تعریف جامع ارایه دهد :

دین متشکل از مجموعه ای از « اعتقادات ، اعمال واحساسات » ( فردی و جمعی ) است که حول مفهوم « حقیقت غایی »  سامان یافته است.7

نقصی که بر این تعریف  وارد است، این است که مانع اغیار نیست؛ مکاتب مانند انسان گرایی سکولار و کمونیسم را شامل میشود زیرا این مکاتب، به ترتیب « پیشرفت انسان » و« وضعیّت اشتراکی » را هم چون حقیقت غایی محور توجه قرار میدهند، و همرا با آن مجموعه ای از آمال و نظام های ارزشی را تجویز می کنند.8

3-     هدف و انگیزه سکولارها از تعریف دین ارایه ای تصویری از دین است که با اندیشه های پزیرفته شده در مکاتب لیبرالیستی و امانیستی غرب سازگار باشد یعنی هم حرمت دین را پاس دارند، و هم با لیبرالیستی ودموکراسی ـ لیبرالیستی هماهنگ باشد و مردم بتوانند، در عین دینداری، هرگونه نظام سیاسی و روش را که در زندگی اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خود می پسندند برگزینند، و به رعایت چارچوب ها و ضوابط دینی در این باره ملزم نباشند؛ و قلمرو دین  فقط به  رابطه ای انسان با خدا  اختصاص دارد، و به مساییل  اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و... ارتباط ندارد9 .

پس، بر اساس  تعریف برون دینی از دین است، که شعار سیاست وحکومت مِنهای دیانت حتی در جوامع اسلامی از طرف برخی مطرح بوده و هست.

تعاریف درون دینی دین

1-     دین در قرآن:

 دین به معنای جزا و پاداش 04و نیز به معناهای اطاعت و بندگی، ُملک و سلطنت، شریعت و قانون، ملت، و تسلیم  آمده است

2-     دین در روایات:

پیشوایان دین اسلام، دین را به ارکان و ویژگیهایش از جمله ایمان، یقین، قلبی بودن، معرفت داشتن، دوستی ورزیدن، اخلاق حَسن، نور، عزّت، طلب علم، مایه ای حیات و مانند اینها تفسیر نموده اند10 

3-     تعاریف برخی متکلمان اسلامی از دین :

1-3- دین مجموعه ای عقایید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اراده ای امور جامعه انسانی و پرورش انسانها باشد.  گاهی همه این مجموعه حق، و گاهی همه آن باطل، و زمانی مخلوطی از حق و باطل است؛ اگر مجموعه حق باشد آن را دین حق، و در غیر این صورت آن را باطل، یا التقاطی از حق و باطل می نامند.11 

2-3- دین اعتقاد به وابستگی انسان و جهان به موجود برتر است و این وابستگی یک رشته تکالیف را از نظر عقیده و عمل به دنبال می آورد.12 

3-3- استاد مصباح : واژه دین در قرآن  حد اقل در دو معنای متباین به کار،رفته است، یکی جزا و پاداش عینی و خارجی، دگری اعتقاد به چیزی و انجام کارهای متناسب با آن عقیده؛ از دو معنای یاد شده آنچه در بحث ما مقصود است معنای دوم است؛ بنابراین« دین از دو عنصر تشکیل میشود، یکی عقیده، و دیگری اعمال متناسب با آن عقیده » به عبارت دیگر دین عبارت است از یک سلسله باورها نسبت به نظام هستی و رفتارهای ناشی از آنها. اگر آن عقاید و باورها واقعیت داشته باشد دین حق خواهد بود، ارزش ها و دستورات عملی مبتنی بر آن هم حق خواهد بود.13

 قلمرو دین :

از مجموع تعاریف درون دینی دین، روشن شد که دین ، مجموعه ای ازعقاید و دستورات عملی در زمینه ای احکام و اخلاق است.

از تعریف دین قلمرو گستره ای دین نیز روشن می شود : قلمرو دین عقایید احکام و اخلاق خواهد بود بنابر این هیچ عقیده یا عمل انسان از قلمرو دین خارج نیست، و همه شؤون  زندگی فردی  و اجتماعی عقیدتی فرهنگی  سیاسی و... را شامل می شود. 

     

 



1   1جزوه 2 ضرورت و قلمرو دین  استاد ربانی  صفحه 1

2   کلام جدید  عبدالحسین خسروپناه صفحه 27

 3   کتاب عقل و اعتقاد دینی ص 18

4   همان ص20

5   دین پژوهی ج 1 ص 8

6   همان

7   کتاب عقل و اعتقاد دینی ص 20

8   همان ص21

9   نشست های کانون گفتمان دینی شماره 38

10   برای مطالعه بشتر در  به کتاب  کلام جدید ج 2 ص 27-30 خسرو پناه مراجعه شود.

11   شریعت در آینه ای معرفت ص111 آیت ا.. جوادی آملی

12   مجله تخصصی کلام اسلامی شماره 39 ص9

13   جزوه ضرورت و قلمرو دین از دیدگاه متکلمان اسلامی ص 173 به نقل از نشست های کانون گفتمان دینی شماره 37

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در دوشنبه 1384/10/26 | موضوع:
روش نویسندگی 

روش نویسندگی

نویسندگی ذوق است و تجربه و اطلاعات

آسیب شناسی

چرا نمی توانیم بنویسیم؟

قلم سه رکن دارد:

1 ذوق

2 تجربه

3 اطلاعات

اطلاعات نسبت به زمانی داشته باشد که با آن می نویسد در باره ای زبان فارسی باید دیوانی با شرح فارسی بخوانید نه کتابهای مستقل مانند دستور مانند شرح مثنوی

1 اطلاعات نسبت به زبان فاسی

2 اطلاعات مختلف باید داشته باشد در هر چیز باند سر کشیده باشد مانند  نقر فیلم صفحات هنری سیاسی اجتماعی و... نویسنده باید ذهنش در گیر مسائل روز باشد. نیم از نویسندگان دنیا سابقه ای روز نامه نگاری را دارد، خصوصا رمان و داستان

3 معلومات تخصصی حد اقل در یک زمینه کسی حرف خوب می زند که حرف خوب داشته باشد کسانی که سینه ای پر از اطلاعات تخصصی داشته باشد قلمش روان می شود

4 نویسنده یک موجود فرزانه باشد که غیر از دانشمند بودن است که دانشمند بودن مانند آن نحوی داستان مولوی است.

آسیب شناسی قلم

1-بی مایه گی

 کسی که به خود زور و فشاز می آورد نمی تواند نویسنده شود

2 فاصله میان گفتار و نوشتار

 در هیچ زبانی مانند زبان فارسی بین گفتار و نوشتار فاصله وجود ندارد نویسنده باید راحت وادایی نویسندگان را در نیاورند باید مجموعه ای نوشتار شان خوب باشد نه اینکه جمله زیبا باشد

3 بیماری ترس از کاغذ سفید

نویسنده باید بر این ترس غلبه کند اول نترسد

ساده نویسی

فارسی نویسی به مرحله ای رسیده است که ساده بنویسد هرچه ساده تر باشد زیباتر می شود

سه تحول پیش می آید که با خواننده محرم بودن ، سه تحول عبارت است از :

1 نهضت مشروطیت

2صادق هدایت که خود به تنهای تحول ایجاد کرد

3 وبلاگ

جلسه سوم

استاد بابایی/ روش نویسندگی

آسیب شناسی قلم

فقدان اطلاعات عمومی:                                                                                                    

مطلبی که تبدیل به مقاله شود باید پرورانده شود، شاید در نوشتن مقاله چیزی مهم تر از پرورش نیست، پرورش یعنی کش دادن به گونه ای که مطلب ساده را طول بدهد یعنی یک مطلب را از زوایای مختلف ببیند و از یک زاویه دیدن زود حرفها تمام می شود و مطلب کوچک را می پروراند و این نیاز به فضل و اطلاعات عمومی دارد؛ فضل تسویف بیماری اخلاق است ه کار امروز را به فردا انداختن گویند« فاغتنم الفرصه بین العدمین»

از زوایای مختلف :

1- از منظر تاریخی

2- ازمنظر روانشناسی

3- از منظر دینی

4- مقاسیه تسویف با رذیلتهای مشابه

5- رذیلتهای مقابل

هیچ وقت به کم راضی نباشید و تا می توانید بخوانید و زیاد بخوانید

توصیه کلی : بخوانید و بنویسید

چی بخوانیم ؟

1-شعر، هیچ چیز به اندازه مطالعه شعر ذوق افزا نیست شعر در مقاله نیاورید بلکه بخوانید زیرا  قدرت واژه سازی تان قوی می شوددر شعر ظرفیت کلمات را می شناسیم و در به کار بردن کلمات مهارت پیدا می کنید، وقتی شما مثنوی و حافظ را می خوانید بهترین چیزها را به دست می آورید

2- متنوع بخوانید

3- آثار بر تر و قدیم وجدید  را مانند کیمیای سعادت غزالی ، فیه ما فیه، کشف الاسرا میبودی  روح الجنان ابوالفتوح رازی، دانشنامه علایی.... معراج السعاده ، تاریخ بیهقی،   دکتر شریعتی سروش، خرمشاهی، دولت آبادی، در شط خاطره حافظ نامه

3- زیاد بنویسید

اول الکی بنویسید

نذر کنید شب ده صفحه بنویسید و موقع نوشتن یک نفر را مخاطب قرار دهید  و تصور کنید آدم بدی نیست یه باید مرید باشد  و نه مخالف اگر هم مخالف باشد هوشمند و مخالف باشد مخاطب استاندارد

نوشتن چند مرحله دارد

1-     درست نویسی

2-     ساده نویسی

3-      شیوا نویسی

4-     زیبا نویسی

درست نویسی: 

نسبت به درست نویسی اهمیت نمی دهند، نظر زبانشناسان این است که درست همان که به کار می رود ولی دستور نویسان می گویند درست آن است که طبق دستو به کار رود ولو این که نا زیبا باشد

استاد: غلط ها را باید تقسیم کرد ، گرته برداری ها را اصلا نباید نا دیده گرفت اما غلط های مربوط به واژگان  و نیز پا مردی  یعنی وساطت که قاعده از بین می برد. ابزار ما زبان است باید سالم نگه داست و نویسنده باید زبانش پاکیزه باشد زبان موجود زنده است و تعامل دارد می پذیرد  و اثر می گذارد.اصالت باید حفظ شود و اصلا آدم بی هویت به هر گناهی دست می زند ولی اگر با هویت باشد به خودش می رسد، ستونهای تخت جمشید شناسنامه یک ملت است نه یک ستون آن ستونها آثاز باستانی است...

شاخه های درست نویسی:

1-     املایی

املایی همان رسم الخط و دیکته است مانند زغال و ذغال ، مسئله یا مساله

2-     انشایی

 درست انشایی:

واژگانی: قواعد یعنی از لحاظ کاربرد درست بنویسیم یعنی درست  بیافرینیم، و هز چیزی را در جای خود به کار بندیم با کلمه را درست بنویسیم

ساختاری: جملات درست به کار ببریم

درست نویسی واژه گانی:

1-آیا ما مجاز به استفاده از کلمات بیگانه هستیم ؟ ناب = نه آب . خود زبان تصمیم می گیرد چه چیزی را دفع کند و چی چیز را جذب کند . به کار بردن کلمات ناسره در فارسی در اولویت نیست و حساسیت بیجا نیز نباید داشت

2- کلمات بیگانه دوگونه است : 1 برخی عربی اند و برخی غیز عربی و نسبت به کلمات نباید حساس بود چون 60% عربی است و نیز زبان عربی زبان دینی ماست و زبان کتاب مقدس ماست ، و ثانیا هر زبانی یک زبان معین دارد مثلا فرانسوی  معینش انگلیسی است و عربی برای فارسی زبان معین است

3- کلمات بیگانه را در معنای خودشان به کار ببرید

نکته ها

1. در باره جمع : الف- جمع بستن فاسی با ادات عربی غلط است مانند پیشنهادات گرایشات  و جمع بستن کلمات عربی با  ادات فارسی درست است بلکه بهتر است مانند مئولفان ، مجاهدان .

در فارسی ادات جمع داریم ، « ان و ها » ایندو فرق دارد «ها» برای همه ای کلمات به کار می رود ولی «ان» برای جانداران است مانند مردان، خدایان ولی همه ای جانداران را هم نمی توان با «ان» جمع بست مانند خانمان= خانم ها عقابان عقابها . استثنا پایان  ، گناهان

ب- در فارسی جمع مکسر نداریم مانند افغانی افاغنه فرعون فراعنه

2- مصدر را به معنای مصدر به کار ببرید نه اسم ذات، بشریت مصدر است  و مصدر اسم معنا است، بشریت = بشر بودن . و غلط است که بگوییم بشریت رای داد

3. نویسنده با معمولی این فرق را دارد که نویسنده کلمات را به معنایخودش به کار می برد و انسان معمولی به معنای آن کلمات توجه می کند و نویسیده به بار آن نیز توجه می کند مثلا در جای مثبت به کار می رود یا منفی مانند انتظار کشیدن که بار مثبت دارد

4- گرته برداری یا گرده برداری

هردو اصطلاح درست است که از گرد و غبار گرفته شده است که اصطلاح است در نقاشی و طرح قالی، نقاشی دو نوع است ؛ یکی اینکه از ذهن تان می کشید . دگری اینکه از روی نقاشی الگو نقاشی می کنید و این نقاشی را مربع مربع می کند و کم کم و تکه تکه که نقاشی گردید این را گرته برداری می گویند و در ادبیات شما ترگیبی را از زبان دیگری ترجمه کنید و آن هم لفظ به لفظ باشد در مبدا معنی دارد ولی در زبان مقصد معنی ندارد و همین در ترجمه لفظ به لفظ گاهی مشهود شده است.

مثال فارسی به عربی: دیروز رفتم به خیابان و به زمین خوردم = ذهبت الی الشارع  و اکلت الارض.که اکلت الارض در عربی وجود ندارد. یا مانند آبرو که در عربی عِرض است اگر به وجه الماء ترجمه شود گرته برداری است.

زبان فارسی به شدت آلود به گرته برداری است و لذاا نویسندگان باید توجه داشته باشند  مثلا فرانسوی چیزی به نام« پویشین» potion  دارد که به معنای «نقطه نظر» گرته برداری شده ، در حالی که معادل آن را در فارسی داریم مانند دیدگاه ، منظر، نظرگاه و چشم انداز، یا مانند « راه آهن» که ترکیب غلط است. و صحیح آن« راه آهنی» است . یا « بی تفاوت» غلط است ولی به دلیل استفاده زیاد ما معنی درست آنرا می فهمیم . و یا مانند« پیاده کردن» که درست آن « اجرا کردن»

ترجمه فن است تنها زبان بلد بودن کافی نیست

مثال های بیشتر:

« خواب افتادن» تحزیه فارسی است ولی ترکیب نادرست است.

« در این راستا» « دوش گرفتن »، « سفر داشتن» و « سلام داشتن » ...

توجه داشته باشید که دستور زبان فارسی از اشعار قدما گرفته شده است نه  اینکه شعر طبق دستور زبان سروده شده باشد.

« رنج بردن» را فقط می توان در انسان به کار برد زیرا رنج ویژه انسان است و رنج باید توام با درد باشد بنابر این  من از فشار خون رنج می برم غلط است البته از تشبیه درست است، یا « من خوشبختی را در این خانه تجربه کردم» در فارسی و عربی که آزمایش در عندالشک است ما چیزی را می آزماییم که  در آن شک داریم  در« خلوص من گر هست شکی تجربه کن»

« ب» بر سر فعل متصل است و اگر قید ساز باشد نیم فاصله  به خصوص اگر صفت ساز باشد  باهم است .

باید به بار معنای کلمه توجه کرد بنابر این « برخوردار» در مثال « اخباریگری از اشکالات زیادی برخوردار است» نادرست است زیرا برخورداری بار مثبت دارد و به معنای تنعم است برخوردار در مقابل خود داری است . « آنها» برای جانداران و « آنان» برای بی جان  است .

« بر علیه» غلط است « به بهانه» به معنای دلیل ناقص است که دلیل تراشی است بنابراین استفاده از آن در جای دلیل اصلی غلط است .

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در دوشنبه 1384/10/26 | موضوع:
بالا
POWERED BY
BLOGFA.COM

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
 
Free Counter
Free Counter