|
درباره وبلاگ
خواندن رفع تشنگی بی پایان دانستن است و نوشتن فرایندی از اقیانوس احساس و باز آفریدن
منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
انديشه آری اما تقليد
متفکران بزرک چون سقراط که خود را قابله معرفي مي کند و وظيفه خود را،خارج ساختن حقيقت از رحم ذهن افراد معرفي مي کند. و ديگران، معتقد هستند که انسان بسيار توانا است و اگر بتواند تفکر کند، مي تواند به حقايق بسيار شگرفي برسد. به عبارت ديگر، بسياري از بزرگان انديشه و خرد اين عقيده را دارند يادگيري و رفتار طوطي وار و تقليدي از ديگران، آفت انديشه و خرد گرايي، اختراع، ابتکار و نو آوري مي دانستند. بدين لحاظ، رمز ماندگاري آنان، به تفکر و انديشه بوده است.. اما آيا انديشيدن درشيوه زندگي و رفتار ما ديده می شود؟ بايد با تأسف بگويم که رفتار ما پر از رفتارهاي بسيار تقليدي است. اين در حالي است که هرکس توانايي ها و استعداد هايی، ويژه خودش را دارد، هرفرد، از چيزهايي برخوردارند که که ديگري ندارد.يکي در رياضي بسيار قوي است و ديگري در زبان، ولي جاي تأسف عميق وجود دارد که 99% ما، با تقليد از ديگر، يا ديگران، توانايي هاي خود را نابود کرده و به جاي کسي ديگري به تقليد و پيروي از آن زندگي مي کنيم، اگر کسي، رفتاري را از خود در يکي از ميدان هاي زندگي نشان مي دهد ديگران، آن را الگو قرار مي دهند. به همين دليل ما بايد در خود، چيزي را پيدا کنيم که در هيچ کس و هيچ جا نباشد، از خود فردي بسازيم که وجود جانشين و بديل کسي قرار نگيريم، سخنگويي خود باشيم و در نهايت کوپي بردار نباشيم . بسيار جالب است که در تحقيقات روانشناسان مکتب گشتالت هم به نتيجه بالا رسيده اند؛ لذا، يادگيري را بر اساس بينش يعني رسيدن به کشف ارتباط بين اجزاء تعريف مي کند و از يادگيري مطالب به صورت طوطي وار به شدت بيزاري مي جويند. به راستي در کتب آديان، بخصوص در قرآن چقدر به تفکر تشويق نموده است ؟ عموم مسلمانان، تا چه اندازه به آياتي که در اين زمينه وارد شده است تمرکز نموده است؟. . فرزندم دوستید دارم
خواستم از خودم بگويم ديدم که من مستقل نيستم، آنچه هستم از جامعه، خانواده، پدرو مادر ، تاريخ و اعتقادات و باورها است که هو يت و شخصيت مرا شکل داده است. لذا برايم بسيار مهم جلوه نمود که از برای فرزندان خود بنويسيم زيرا، آنان در ماندگاري شخصيت ما بسيار نقش دارند و اگر ميخواهم چيزي براي آنان امانت گذاريم، نبايد خشونت و فقر باشد؛ بلکه مهر و محبت سلامت روح و روان و شخصيت سالم فرزندان عزيز باشد . لازم ديدم چند نکته بسيار ساده و مهم را ياد آور شويم: 1- والدين بايد به مسئوليت خود آگاه باشند:پدر و مادر فقط به فکر تهيه غذا پوشاک، لوازم شخصي و رآسايش بدني بچه فکر نکنيم، بلکه وقت براي آنان بگذاريم و بازي کودکانه با کودکان زيبا انجام دهيم به همين دليل بايد اطلاعات بيشتر در زمينه تربيت کودک کسب نماييم. 2- فرزندان خود را تنبيه نکنيم هرگز در مقابل خطاي کودکان رفتار خشونت آميز استفاده نکرده و آنان را تنبيه بدني ننماييم، زيرا با تنبيه براي بچه ها هيچ بار مثبت ندارد و هيچ چيز خوب را ياد نمي گيرد، بلکه بي منطقي و خشونت را آموزش داده ايم، سرکش بار آورديم و روان کودکان را ِله مي نماييم . و از طرفي به فرزندان نظم و انظباط را بياموزانيم. 3- فرزندان خود را آموزش دهيم آموزش آموزش آموزش از طريق داستان، قصه، و... مطالب بسيار مفيد را آموزش دهيم و تجربيات گرانبهاي خود را در قالب آن منتقل کنيم . 4- سرمشق خوب باشيم مهمترين عامل براي سلامت رواني کودک سرمشق شدن به همين جهت ما بايد در خانه و اجتماع و زندگي صادق باشيم ، مواد مصرف نکنيم، ديگران را مسخره نکنيم، و هزاران ناهنجاري هاي ديگر را انجام ندهيم زيرا کودکان ما در حال الگو برداري از ما است.و حال ساختن شخصيت خود است از طرف ديگر به مکان هاي خوب ببريم و تشويق کنيم ، کار هاي خوب آنان را با تشويق هرچند ساده خود تأييد کنيم و کارهاي بد آنان را با نگاه هاي خود و راه هاي مفيد ديگر ، بفهمانيم که بد بوده است و مورد تأييد ما نيست. 5- فرزند خود را دوست دشته باشيم عشق و محبت از نيازهاي اساسي و اوليه کودکان ما هست و به اندازه غذا براي آنان اهميت دارد؛ به همين دليل هميشه به آنان محبت نماييم. درشيوه رفتار پيامبر(ص) با حسن و حسين عليه السلام و ساير پيشوايان هم مطالب فوق را می بينيم.
روز مره گی در پاسخ یک دوست
دوست خوب امید وارم موفق باشید
مذهب را اگر ابوحنفيه(رضي الله تعالي عنه) يا مسلمانها خودشان ساختند، چگونه ميتوان گفت 4مذهب حقه؟ دوست خوب می دانید که مذاهب حق اند در این که همه راه اسلام را تبلیغ می خواهند ثانیا همه حق هستند یعنی همه از حقیقت اسلام بهره دارند در مرحله سوم مذاهب حقند یعنی در جامعه کنونی برای زیستن همه مذاهب نیاز به تسامح و تساهل و مدارا با یگدیگر دارند. در مرحله چهارم همه مذاهب حق هستند یعنی اختلاف امت رسول که شرایط رقابت سالم را ایجاد می کند رحمت است و موجب پیشرفت جامعه می گردد.در قرآن مجید هدف از ایجاد اقوام مختلف این است که انسان ها همدیگر را بشناسد و به شناخت یکدیگر کمک کند نه این که بهانه برای نزاع و کشمکش باشد اگر خداوند بعد از انقطاع وحي، مذهب را از طريق خواب و رؤيا به مولويهاي بزرگ جهان اسلام الهام نمود، دليل اين ادعا را ذكر كنيد؟ فلسطينيها بشر هستند. «صغري» جوان فقیر
وقتي انسان کتاب بي نوايان اثر ويکتور هوگو را مي خواند مي بيند که ژان والژان جوان فقير، به دليل دزدي يک قرص نان، به چند سال زندان محکوم مي شود؛ بعد ، از زندان فرار مي کند و تا آخر عمر با ترس و وحشت زندگي مي نمايد. فقر چيست ؟ فقر، نياز است؛ بر آورده نشدن نيازهاي زيستي و فيزِيولوژيکي و محروميت در غذا، لباس و مسکن را به فقر تعبير مي کنند.کسي را از امکانات بالا را نداشته باشد و يا حد اقل در آمد لازم براي زندگي را که از طرف اقتصاد دانان تعيين مي شود، ندارند و از اين جهت رنج مي کشند را فقير گويند. ريشه هاي فقر فقر ممکن است به دليل هاي زير باشد: عدم تلاش و نداشتن انگيزه پيشرفت ، اقامت در شهرهاي کم در آمد و يا در سرزمين نا مساعد کشاورزي، درگيري هاي سياسي، استثمار ثروتمندان و يا به دليل ساختار و شکل اجتماع باشد که خود فقير در به وجود آمدن فقر مقصر نيست. قرار گرفتن فرد در يکي از سلسله مراتب اقتصادي بر تمام زندگي سايه مي اندازد و فعاليت هاي زندگي روزانه و سرنوشت وي را به طور مستقيم تحت تأثير قرار مي دهد. زندگي خانواده فقير نوزادان اين طبقه وزن کمتري دارد، بيشتر مي ميرند و آنهاي که زنده مي مانند به انواع بيماريها مبتلا مي شوند. اميد به زندگي به شدت کاهش مي يابد و ميزان عمر فرد زنده فقير کوتاه تر است، شيوه مرگ آنان نيز متفاوت است يعني در مرگ تدريجي و در گمنامي مي ميرند. جوانان خانواده فقير نمي توانند ازدواج کنند و هموار آنان احساس مي کنند که در جامعه خود پنداره، حرمت خود، و عزت نفس پايين دارند و اعتماد به نفس شان را از دست مي دهند بهداشت جسمي- رواني جوانان در محيط هاي اجتماعي-اقتصادي فقير، از نظر تحمل عادات بد زندگي، اعتياد به مواد مخدر و الکل، افکار خود کشي يا اقدام به خود کشي و ديگر بزهکاري درصدي بالاتري را به خود اختصاص داده اند. حاملگي هاي زود رس تحقيقات علمي نشان داده است که بهترين دوران حاملگي زنان در دوره 23- 33 سال است کساني که در سنين بالاتر، باردار مي شوند علاوه بر خطرات که براي مادر دارد زمينه اي مبتلا شدن به بيماري هاي وراثتي بيشتر هست، کساني که زير 20 سال حامله مي شوند نيز خطرات جدي براي سلامتي شان وجود دارد زيرا در اين سن خود دختران در حال رشد و نمو هستند، ضمن اين که در سن تحصيل قرار دارد و به جاي درس خواندن، داشتن سرگرمي هاي که اميد به زندگي را بالا مي برد، مشغول بچه داري مي شوند. ادامه تحصيل فقر اقتصادي، فقر تحصيلي را به دنبال دارد زيرا به قول مزلو تا انسان نياز هاي زيستي و فيزيولوژيکي را ارضا نکند نمي تواند به نيازهاي تحصيلي و به خود شکوفايي برسد. افرادي فقيراز دوره هاي بالاتر تحصيلي به دليل که شهريه تحصيلي خود را پرداخت نمي تواند باز مي ماند در طول تحصيل هم چون توان خوردن صبحانه را ندارد در حالي که سوء تغذيه دارند، با در صد مردودي و افت تحصيلي مواجه مي شوند زيرا گرسنه گي توانايي ذهني را پايين مي آورد و و قادر نيست به سخنان معلم تمرکز کند. وضعيت مدارس مناطق فقير معمولا شلوغ و ازدهام است از طرفي نور کافي و امکانات تحصيلي کمتري دارد. در خانواده هاي سطح پايين، چون والدين تحصيلات کمتري دارند در درس و مشق بچه ها مشکل دارند زيرا هر اندازه که ميزان تحصيلات والدين بالاتر باشد به همان اندازه موفقيت تحصيلي فرزندان بيشتر است. قربانيان فقر فقر قرباني هاي بسياري را با خود همراه دارد که زنان، جوانان تک حقوق بگيرها و ساکنان مناطق کم در آمدو غير صنعتي: اولين قربانيان فقر زنها هستند زيرا چه قبول کنيم نا نکنيم دنياي امروزي مرد سالاري است.زنان در مقايسه با مردان هنوز به مقامات عالي و سطوح بالا نمي رسند، از سطح تحصيلات پايينتري برخوردارند در اين ميان زنان که مسئوليت خوانواده را داردناراحتي هاي رواني و مشکلات سازگاري بيشتر است. دومين قرباني فقر جوانها هستند. جوانان نسبت به برزگترها در معرض بيکاري قرار دارند خانواده هاي که تنها يک نفر نان آور دارند مشکلات اقتصادي جدي در پيش روي دارند. اگر اين خانواده ها را با خانواده هاي که دو نفر کارگر دارند مقايسه کنيم تفاوت ها بيشتر آشکار خواهد شد. مردمان مناطق عقب مانده و عقب نگهداشته شده و صنعتي نشده و نيز کشاورزان سر زمين هاي که زمين حاصل خيز ندارند در مقايسه با مردم مناطق صنعتي و مردمان داراي سر زمين حاصل خيز بيشتر در معرض آسيب هاي نداري قرار دارند. آثار و پيامد هاي جسمي فقر آثار فقر بر بهداشت ، سلامت جسمي و روحي بسيار بيشتر ازآنچه ما فکر می کنيم، به مراتب بيشتر از آمار هاي اعلام شده است؛ آثاري ناگواري که يک فقير بر شانه هاي خود حمل مي کند نمي توان با آمار و ارقام ارائه داد، از طرف ديگر زيادي مرگ مير کودکان آنان، انواع بيماريها، شکست يا ترک تحصيل، بزهکاري، رفتارهاي ناسازگار وضد اجتماعي، سوء استفاده يا بي توجهي به کودکان، عقب ماندگي ذهني و موارد متعدد ديگر همه حکايت از اين دارد که فقر ابعاد مختلف دارد. آثار رواني فقر بيشترين آثار رواني مربوط مي شود به نوع نگاه و نگرش منفي مردم نسبت به فقير، نگاه تحقير آميز مردم نسبت به فقير را مي توان در همه جا شاهد باشيم. انسان نادار وقتي تحقير ها، شرمساريها و ناکاميهاي فقر را تحمل مي کند جز رنج کشيدن کاري نمي تواند بکند. ثمره ای اين رنج، دو احساس متضاد را به دنبال دارد، از يک سو شرم و ناتواني و از سويي ديگر پرخاشگري و طغيان. اين احساس که «بينوا»، «فقير»، « بي دست و پا»، « بي لياقت» و « کمتر از همه» است به تدريج قبول مي کند که همين هويت را دارد سپس خود را تحقير شده مي يابد و عزت نفس و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد .فرد ندار از خود، خانواده و اطرافيان، شرمنده مي شود.[1] راه حل در مورداين که چگونه فقر را از بين برد و يا آثار رواني و جسمي کاهش داد ديدگاه هاي متفاوت وجود دارد آنچه مهمتر به نظر مي آيد در قدم اول خود فرد تلاش کند تا زندگي را حد متوسط جامعه يعني به حد کفايت برساند، در قدم بعدي بر جامعه است؛ جامعه خصوصا جامعه مسلمان وظيفه دارد که به برادران خواهران دينی خود، کمک کند. راه حل ديني بسيار جالب و بهترين راهکار است زيرا ثروتمندان از طريق دادن سهم خمس، زکات، فطره و غيره، روحيه تعاون، برادری، نوع دوستی، احساس رضايتمندی، رسيده و اجر و پاداش ده برابر اخروی را هم بهره مند خواهد شد. بررسي مفصل ديدگاه اقتصادي اسلام و اينکه چرا مسلمانان فقير هستند؟ نوشته های ديگري را مي طلبد. سلامت
سلامت و تندرستی پدیده ای است که همیشه انسان را در خود مشغول داشته است و کسی را پیدا نمی توانیم که دل مشغولی از این بابت را نداشته باشد .
سلامت چیست و انسان به دنبال چه نوع سلامتی می گردد؟ با پیشرفت علم و تکنولوژری پزشکی و کشف انواع بیماری های خطرناک این مسئله اثبات شده که سلامت جسم و روح بسیار در هم تنیده است به گونه ای که کسی از سلامت جسمی محروم باشد به سرعت به بیماری روانی مبتلا می شود یا اگر کسی دجار نوعی بیماری روحی و روانی گردد بعد از مدتی این بیماری خود را قالب درد جسمی خودش را نشان می دهد. بدین لحاظ روانشناسان تلاش بسیار می نمایند که با ارائه راهکارهای بسیار ساده انسان را به آرامش روانی فرا می خواند. یکی از راههای بسیار شایع بین روانشاسان توصیه به آسان گرفتن زندگی است انسان تلاش نماید به توانایی های ذاتی خود اعتماد کند و جنبه های خوب زندگی را به نظاره بنشیند و به جد تلاش نماید که مانع بر طرف شود. |
|
|