تبليغاتX
دانایی توانایی
ضرورت بازگشت مهاجرین 

آواز خوش بازگشت  به وطن  بسیار دل انگیز و آرام بخش است زیرا مفهوم وطن پر احساس و پر معنا است وطن مادر مهربانی است که زیستن  در آغوش پر مهر آن جایگزین زندگی در هیج جای دیگری نخواهد شد. افسوس که سیاهه ها و ناسازگاری های روزگار سازه های سرو مهر را بر نتابید، طوفان سیاهی اندوه بی شماری را برمام و فرزندان شان گسیل داشت. نا مهربانی ها  سبب بیجا شدگانی زیادی گردید در این میان عده ای از آنان در ایران آمدند.عنوان  واژه­ی «مهاجر» را دریافت نمودند  تعداد از آنان بیش از دو دهه در آنجا مقیم شدند  و عده برای مدتی. وضعیت پرونده ملیون ها مهاجر تاکنون به عنوان یک مسئله جدی و مستقل  مطرح نگردیده است بلکه به عنوان متغیر وابسته­ی از  وضعیتهای سیاسی افغانستان، بازی های دیپلماتیک، و تابع از خواهش ها و تمناها روی میز  سیاسیون آمده و تنها برگ رفتن و ماندن باز و بسته شده است و به تبع آن، شاید نا خواسته از قبیل  بار زدن، اخراج اجباری، نگهداری در اردوگاه های مرزی و ... زیان های بسیار ی را بر مهاجرین تحمیل کرد. و از طرف دیگر این پرونده به عنوان تابع از شرایط کار در ایران قرار گرفت. واقعیت این است که تا کنون برنامه های  اساسی برای بهبود زندگی، معیشت، تحصیلات، و... صورت نگرفته  بلکه موانع  قانونی در مسیر آن قرار دادند. در عمل هیچ سازمانی به صورت ریشه ای در حل مشکلات مهاجرین افغانستان گام استوار بر نداشت، نزدیک ترین محل ارجاع شکایات، نمایندگی های سیاسی و سفارت خانه ها هستند که احساس مسئولیت چندانی در قبال سرنوشت اتباع خودش ندارد و یا در حوزه وظایف خود نمی داند.

این روزها با اعلان قبلی، در سایه سکوت و رضایت، مهاجرین به اصطلاح غیر قانونی از محل های اقامت جمع آوری، گربه سیاه می بینند، و به سمت زادگاه شان فرستاده می شوند. اینکه آیا اخراج خوب است یا بد؟ آیا مناسب است یانه؟، آیا وضعیت زندگی در افغانستان بهبود یافته یا خیر؟ آیا بر اساس توافق چند جانبه بوده است یا نه؟ و سوالهای دیگر که هنوز روشن نیست بماند. تجربه زندگی پناهنده های افغانستان در ایران و پاکستان نشان می دهد که اگر بخواهند در  وضعیت شان تغیر اساسی ایجاد شود باید به کاشانه شان بازگردند.

برسی زندگی اتباع افغانی درایران  نیاز به تحقیق میدانی و گسترده در ابعاد فردی، اجتماعی، و... دارد  ولی با نگاه کلی می توان گفت که مهاجرین در ایران تجارب مهم کسب نمودند.

الف)

تقریبا همه مهاجرین قانون کار را رعایت می کنند و به کارهای شاقه مشغولند. با خوش باوری و خوشدلی تمام، فکر زندگی بهتر در خارج از میهن را داشتند وقتی که کوره های آجر پزی و سنگبری و... را می بینند، خاک و روغن موتور می خورند و صداهای گوش خراش دستگاه ها را می شنوند و ساعات کار سخت را تجربه می کنند، با تمام وجود  درک می کنند  که  فقط نفس می کشیم و مانند یک جاندار برای زنده ماندن در تنازع بقا، مذبوحانه می جنگیم، آنها می دانند که اگر از زیر این خاک ها و... زنده برون بیایند نصف عمر را با بیماری سپری و در نیمه دیگر جان خواهند داد. این تجربه، تجربه­ی بسیار گرانبها است.  

ب)

تجربه دوم درک این مسئله است که عزت و اعتماد به نفس و اتکا به کشور خود نه به دیگران کلید بازگشایی است. با توجه به این که مهاجرین در ساختار طبقات اجتماعی در طبقه پست جامعه میزبان قرار می گیرند که از نظر امتیازات اجتماعی چون پول، قدرت، و... ندارند. عده ای  بهانه برای تخلیه عقده های روانی و مشکلات شخصی شان را پیدا می کنند و در صددند برتری و تفوق طلبی شان را به اثبات برسانند به همین دلیل شروع به توهین و تحقیر می کنند ممکن است این توهین ها در گفتار باشد یا در رفتار تا جایی که کلمه  غرور آفرین افغانی تبدیل می شود به یک کلمه زشت و فحش و تابو که به هر افغانی اگر خواستی توهین کنی بگویی «افغانی!».  فراموش نکنیم که توهین و تحقیر یک مهاجر بیش از این که صدمه ای به شخصیت آن وارد نماید نشان دهنده نگرش،رفتار و فرهنگ توهین کننده دارد .  با این وجود  عواقب نگاه های تحقیر آمیز و قرار گرفتن در طبقه پایین جامعه آثار زیانبار برای مهاجرین دارد:  مهمترین ضررهایش مشکلات روانی، کاهش اعتماد به نفس، و  کمرنگ شدن هویت ملی است.

ج)

مردم افغانستان با توجه به فرهنگ، زبان و .... مشترک که با ایران داشتند بسیار با نگاه سطحی به مسائل و روابط بین دو کشور می نگریستند  و حتی برخی، ایران را مرجع و رفرنس مسائل داخلی خود می دانستند و به صراحت منافع ملی خودشان را قربانی می کردند؛ تجربه زندگی در ایران و پی گیری مسائل دنیای اسلام و جهان نشان داد  و آموخت که در دنیای متغیر سیاست، منافع ملی  یک اصل ثابت  است. و  مهاجرین تلاش دارند که آگاهانه وسیله بیگانه نشوند.

نکته مهم

بازگشت مهاجرین به هر شکل که صورت گیرد بسیار به نفع دو ملت است زیرا نگاه ایدئولوژیکی و توجه به مرزهای فرهنگی جایش را به نگاه اقتصادی داده و آمارهای که از وزارت کار و امور اجتماعی ایران برای توجیه اخراج افغانستانیها  ارائه می نماید نشان می دهد که اقامت اتباع افغانستان، هزینه بسیار زیادی برای دولت ایران دارد. از طرفی دیگر کارهای  اقتصادی  مهاجرین در ایران که پشتوانه فنی ندارد  توجیه اقتصادی هم برای مهاجرین و افغانستان ندارد. اگر دو ملیون مهاجر غیر قانونی باشد یعنی دو ملیون نفر که هویت شان زیر سوال رفته ( به گفته ای وزیری مسئول امور اتباع بیگانه در استان قم از تلوزیون استانی بخش گفت «آنان هویت[1] ندارند») و اگر هر بلایی سر شان بیاید کسی خبر نمی شود و اگر خبر هم بشود چون مدرک قانونی ندارد کسی گوش نمی دهد و از همه مهمتر اینکه فرزندان آنان از تحصیل محروم  هستند. کمترین سود برگشت این است که از این آسیب ها جلوگیری می شود. خلاصه هرچند این روزها شاهد جمع آوری مهاجرین از سطح شهرها هستیم که با وسائل باری چون نیسان از سطح شهر ها جمع  اوری می شوند و صحنه های بسیار تحقیر آمیز ایجاد می شود ولی چون  دو نسل مهاجر بی سر نوشت بودند، در  سه دهه زندگی در ایران تکلیف روشنی نداشتند . بازگشت فرصت ایجاد می کند که پایه های زندگی را از نو بنا نهند و قدمی باشد که نسل بعدی آنان به چنین بلایی گرفتار نشود. نهاد های مسئول اگر این نوع تعامل جدی را 20 سال پیش نسبت به مهاجرین داشتند  سر انجام دیگر در انتظار آنان بود.

در یکی از دعاها می خوانیم «خدایا مسافرین را سالما و غانما به وطن شان بازگردان» ما دعا می کنیم "خدایا مهاجرین با به  عزت و سلامت به کشور شان بر گردان"  آمین..


[1]  به نظر می آید منظور شان از هویت ندارند مدرک شناسایی بوده است. هرچند در عرف از کلمه هویت چیزی فراتر معنی می دهد. هویت مفهوم عمیق است که اشاره به مؤلفه های فرهنگی  فرد/ جامعه دارد.

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در سه شنبه 1386/02/04 | موضوع:
بالا
POWERED BY
BLOGFA.COM

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
 
Free Counter
Free Counter