تبليغاتX
دانایی توانایی
اسرائیل چگونه تشکیل شد؟ 

حوادث اخير در خاورميانه و موضع گيريهاي منطقه اي و جهاني و بخصوص حمايت هاي صريح و قاطع  امريکا و انگليس از اسرائيل برآن داشت تا موضوع اسرائيل را در وبلاگ باشتراگ بگذارم

1- چگونه اسرائيل پيدا شد؟

تا قبل از بوجود آمدن اسرائيل تعدادي از يهوديان در ميان  مسلمانان و مسيحيان در خاورميانه بودندکه بطور صلح آميز زندگي مي نمودند، ديگر يهوديان در سراسر جهان بسيار پراگنده بودند و براي دولت مردان خود هميشه مشکل ساز، و گاهي بصورت نژاد پرستان افراطي و غير قابل سازش ظاهر مي شدند که به هيچوجه باديگران بخصوص با جامعه مسيحيان سر سازش نداشتند، ناسازگاري يهوديان بيشتر درقالب  نژاد پرستي آشکار مي نمود که در آموزه هاي ديني آنان قوم برگزيده  جلوه مي کند، کشورهاي اروپايي، بخصوص انگليس و آلمان مي خواستند  از وجود اين قشر مزاحم جامعه شان رها شوند، در صدد يافتن سر زمين  مستقل براي آنان بودند و با توجه به برخي آموزه هاي  يهود، مبني بر ارض موعود، و ضعف دولت عثماني، زمينه آوردن آنان را از سرزمين هاي آبائي و اجدادي، در منطقه جديد که نام اسرائيل را بر آن نهادند شروع شد. يهوديان که ظلم، آزار، و قتل و کشتار را ديده بودند بودند به صورت ملت مظلوم در جستجوي پناهگاهي بودند که چند صباحي از شر مسيحيان نجات يابند، و بالعکس، چنانکه افسانه/ واقعيت  هلوکاست نشاندهنده عمق فاجعه و ظلمي بود که از طرف جامعه مسيحيت اروپايي بر يهوديان مي رفت، بدين ترتيب زمينه تشکيل صهيونيسم فراهم آمد، تئودر هرتزل يکي از بنيانگزاران صهيونيسم،کتاب دولت يهود را برا ي سران کشورها نوشت و اولين گنگره صهيونيسم درشهر بال سويس درسال 1897 برگزار شد. نفس اصول صهيونيسم همانا ساختن نه فقط يک مذهب، بلکه يک ملت و يک دولت از يهوديت است و مي کوشد تا تمام يهوديان دنيا را با توسل  به جنگهاي توسعه طلبانه، در سرزمين موعود يعني اسرائيل برزگ گرد هم آورد. قدم هاي اساسي و تدريجي براي آرمان موهوم يهوديان نژاد پرست و افراطي در بر پايي حکومت يهوديان در فلسطين برداشتند، بدينوسيله تلاش موفقيت  آميز نمودند که  مشکل مسيحيت – يهود اروپا را تبديل نمايند  به بحران اسلام – يهود، درخاورميانه، اين طرح بسيار با زيرکي و هوشياري آغاز شد و مي توان گفت تنها وحدت نظر، و اولين ديدگاه واحدي  مسيحيان و يهوديان در طول تاريخ بود. و بعد از ايجاد اسرائيل جعلي، مي بينيم که هر دو جريان مانند دو لبه اي قيچي به تکه تکه نمودن جهان اسلام، ايجاد تفرقه، و هدر دادن نيروها، امکانات، سرمايه هاي مسلمين هستند؛ تحميل جنگ هاي  خانمان بر انداز بر مسلمانان و آواره نمودن بيش از پنج مليون فلسطيني، اشغال،کشتار و قتل عام هاي  دير ياسين، کفرقاسم، حرم ابراهيم، غانا، و... را مي توان بهايي  اوليه اي است که مسلمان مي پردازد.

بنيان گزاران صهيونيسم وقتي  سخن  از ارض موعود و اسرائيل برزگ بزبان مي آورند، براي خودشان مرز مشخص در نظر دارند که نيل تا فرات را در نهايت بدست بگيرند، چنانکه موشه دايان در ماه اوت 1967 گفت: « اگر تورات مال ماست و اگر خود را قوم تورات مي دانيم، پس بايد سر زمين هاي توراتي، سر زمين هاي داوران و ريش سفيدان را نيز در اختيار داشته باشيم.

بن گوريون مي گويد: مسئله ما حفظ وضع موجود نيست. وظيفه ماست که دولتي متحرک در جهت توسعه اي هرچه بيشتر ايجاد کنيم.[1]

اسرائيل در سال 1948 رسما موجوديت يافت و چهار جنگ در سالهاي 1948،1956،1967،1973 بر عربها تحميل نمود. اگرچه طرحهاي صلح بسياري تا کنون ارائه شد ولي تا کنون هيج يک به نتيجه نرسيد.

مقاومتها شکل ديگر بخود گرفت، از سال 1982 به بعد حزب الله در لبنان، مقاومت را رهبري نمود. و حماس در فلسطين، مقاومت در فلسطين دولت مشروع، بر پايه رأي اکثريت  مردم تشکيل داد، و مي بينيم که همين دولت بوسيله قدرت هاي سازنده اسرائيل تحريم مي شود، همانا که صداي دموکراسي شان گوش ها را کر مي کند از بر اندازي دولت قانوني رسما حمايت مي کنند. در لبنان جنبش حزب الله که مخالف طرح سازش و تسليم است را جنبش تروريستي مي نامند. پس با توجه به شکل گيري اسرائيل، بسيار آشکار مي نماياندکه کشتار مردم بي دفاع لبنان طرحي است  صهيونيستي که امريکا متعهد به اجراي آن است؛ چنانکه کمک همه جانبه و جدي کشورهاي چون امريکا، انگليس ، در جنگ اخير از قبيل تأمين سوخت هواپيما هاي جنگي اسرائيل،و اهداي 200 موشک ليزري با قابليت کنترل از راه دور و ماهواره اي ، و در بخش ديپلوماسي مخالفت با تصويب قطع نامه سازمان ملل مبني بر توقف فوري جنگ و... نشان مي دهد که امريکا  تمام اصول انساني ره به سُخره مي کيرد جان بولتون نماينده امريکا در سازمان ملل  به صراحت مي گويد اين کار، قابل قبول نيست(و غير اخلاقي است ) که جان  يک مسلمان لبناني را برابر جان يک اسرائيلي بدانيم.

امريکا رسما اعلام مي کند که فرصت  ايجاد يک خاورميانه جديد فراهم شده است.

آيا سردمداران امپرياليسم  موفق خواهد شد؟

در جواب بايد بگوييم که اگر شوروي سابق در افغانستان پيروز شد. يا اگر امريکا در ويتنام پيروز گرديد. در اين جنگ هم موفق خواهد شد.چرا دورتر برويم، امريکا شعري سروده است ک در قافيه شان گير نموده است  او نمي تواند القاعده را نابود کند، القاعده که نه پشتوانه مردمي دارد و نه قدرت رسمي، و حتي درمبارزه  با طالبان در حيرت است که چه کند. در عراق نمي تواند جلو کشتارهاي کور را بگيرد و خود را از مخمصه رهايي دهد. اين بار مبهوت قدرت  پر توان حزب الله لبنان و مقاومت اسلامي شده است ، قدرتي که مجهز ترين ارتش دنيا را در چالش شکست و افتضاح مي کشاند. ارتش اسرائيل با کمک امريکا اگرچه با تخريب وحشيانه، و با نابودي زير ساختهاي اقتصادي لبنان و آواره نمودن بيش از هفت صد هزار انسان بي گناه( تاکنون)، توانست چهره ديگري از نماد هاي تمدن غربي چون دموکراسي امريکايي را نشان دهد.کشتار، وحشيانه مردم، تخريب زير ساختها، و بنيان اقتصاد لبنان اين مسئله را باز هم ثابت نمود که غربيان کاري بسيار زيرکانه و شيطنت آميزي انجام دادندکه همواره جهان اسلام از صهيون آسيب ببيند.

آيا  اين آسيبها مي تواند به مقاومت آسيب برساند ؟

تا کنون مقاومت نشان داد که مرگ را مي پذيرد اما ذلت را نه، کسي که ذلت را نپذيرد بدون شک پيروز است، به نظر مي آيد که  مقاومت، مي تواند  سر زمين هاي اسلامي را از اشغالگران خالي کند زيرا اسرائيل يک ملت نيست بلکه از ملت ها ناهمگن تشکيل شده که با وعده هاي خيال انگيز و رؤيايي آورده شدند. و اگرمبارزه خواب شان را بهم زند دوباره به سرزمين پدري شان باز خواهند گشت. ارتش اسرائيل است که با نشان دادن تکنولوژي و حمايت غرب و وعده سرزمين موعود را مي داد امنيت را تضمين مي کرد حالا حزب الله  براي اولين بار به اين ارتش مجهز طعم ذلت شکست را مي چشاند و  اين بار با درايت، ايمان، و مقاومت چريکي و پارتيزاني، رخنه در اين ارتش نمود، يعني مقاومت توانست  همه اميد ملت رانده شده و سرگشته را از زندگي نمودن در سرزمين موعود موهوم به ياس تبديل نمايد ، پس، بر لبنان، کشور زيبا، رؤيايي و زيتوني، و بر فرزندان دليرش سلام، درود و تحيت  و احسن بايد گفت و به  حزب الله بايد  درود  فرستاد و بر آرمان پاکش که توانست، با مقاومت، خود را جاودانه نمايد و مرگ را به سخره گيرد و اکنون مقاومت به چنين ياران، افتخار مي کند، و ما به مقاومت، مقاومت به جاودانگي، و جاودانگي به اسرارش که  افکار و عملکرد قهرمانان آن ديار و همانند آن هستند.[2]

به عنوان نتيجه اين مطلب را ياد آور مي شويم که اکنون ما از دموکراسي که روزي وسيله  براي به قدرت رسيدن وابستگان بيگانه، و وسيله اي براي  بهم زدن امنيت کشورها بود، بسيار استقبال مي نماييم چون مردم آگاه، مي توانند دولت هاي مستقل، با هويت خودي چون دولت حماس را تشکيل دهند که زهر چشمي باشد براي دشمنان دموکراسي واقعی ، به  اميد روزي که در تمام سرزمين هاي اسلامي بخصوص کشورهاي عربي دموکراسي آيد و مردم عرب از خجالت موضع ضعيف حاکم بر کشورهاي شان برون آيد و يکبار ديگر نشان دهند که هويت دارند. پس بيداري سياسي ملت ها مي تواند مشکلات اساسي جهان اسلام را نابود کند

محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الکفار و رحماء بينهم



[1]  فرهنگ و تمدن اسلامی . علی اکبر ولایتی. به نقل از پرونده اسرائیل و صهنونیسم سیاسی. اثر روژه گارودی.ترجمه نسرین حکمی.سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

 

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در جمعه 1385/05/06 | موضوع:
بالا
POWERED BY
BLOGFA.COM

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
 
Free Counter
Free Counter