تبليغاتX
دانایی توانایی
مدارس خود گردان مدارس خودشکوفایی 

    انسان موجودی است بسیار شگفت انگیز دارای ابعاد مختلف جسمی، شناختی، اجتماعی، اخلاقی و دینی می باشد که هر بُعد به صورت نیازهای اساسی، بروز می کند، در این میان نیاز به دانستن، کشف نا پیداها و اندیشیدن از کمبودهای اولیه  هر فرد انسانی است که سهل انگاری نسبت به آن، به توانای های فردی، اجتماعی و شناختی، ارزشمندی، احساس خود شکوفایی و حتی به ارزش انسانی انسان لطمه اساسی وارد می نماید، از طرف دیگر کسب تحصیل مطمئن ترین و کوتاه ترین راه رسیدن به امتیازات اجتماعی و اهداف انسانی است. از این رو، حق بهره مندی از تعلیم از حقوقی است که قابل اسقاط یا واگذاری به کسی دیگر نیست و هیچ دلیلی به ظاهر موجه، نمی تواند همنوعان، بخصوص سازمانهایی  مربوطه را از مسئولیت آموزش برهاند.

    تحصیل مهاجرین افغانستانی بخصوص آن عده ای که غیر قانونی خوانده می شوند مسأله­ی بسیار با اهمیت و  در عین حال زمین مانده است؛ برخی از فرزندان مهاجرین، تلاش سرگردان می کنند که با گذراندن دوره های  آموزشی- کاربردی؛ مثل کامپیوتر، زبان خارجی، اینترنت با پرداخت پول بسیار، نیاز به دانستن را به نحوی  کاذب ارضا نمایند. تعدادی کمی هنوز شانس  رفتن به مدرسه های خود گردان را در برخی از شهر های که مقیم هستند دارند. ولی بسیاری از فرزندان مهاجرین به دلیل نداشتن مجوز اقامتی، نبودن مدارس خود گردان نداشتن پول کافی برای پرداخت شهریه، و...  نمی توانند از حق خود استفاده کنند و با چشمان آکنده از حسرت و اندوه، گلوی بغض آلود و مظلومانه،چشم به  مدرسه و جامعه دارند و سوالهای بی جواب بسیاری را با خود زمزمه می نمایند. کودکان بی تقصیری که اختیار به دنیا آمدن و انتخاب زمان و مکان زیستنِ  خود را ندارند نمی تواننددرک نمایند که در دوره­ی طلایی تمدن بشری و انفجار اطلاعات به سر می برند و در دهکده جهانی زندگی می کنند، اما با ذهن کودکانه شان« نام سالها»ی که از تحصیل محروم بودند را فراموش نمی توانند. این خطری آشکاری است که به  نیازخدا جویی و دین مداری آنان آسیب می زند و به انحراف سوق داه خواهد شد.

راهکار چیست؟

با اینکه اقدامات دقیق و کارشناسی شده ای که بتواند همه بخشهای شناختی ، اجتماعی، خود شایستگی ، رفع کم بینی وفشارهای اجتماعی مهاجرین را در بر گیرد در سایه تأمین و بازگشت به  کاشانه شان است ولی در شرایطی کنونی چه باید کرد؟

به نظر می آید گسترش کمی وکیفی  مدارس خود گردان( مدارس که از طرف خود مهاجرین در خانه های اجاره ای بر پا می شود) یکی از بهترین راهکار ها ست . هر چند این مدارس مشکلات جدی ولی قابل حل دارند که در نامه یکی از معلمین آگاه (نسیبه ضیایی) در مجله یاسین شماره 8-9  بازگو شده است.  که بطور فشرده باهم مشکلات را مرور می کنیم.

الف) مشکلات معلمین:

 پایین بودن سطح تحصیلات معلمین،پایین بودن سن معلم و حقوق آنان،  و هم چنین کمبود تجربه، ندیدن دوره مهارت های تدریس، مشکلاتی بسیاری را برای خود معلمین و فراگیران ایجاد می کند.

ب) فضای آموزشی

1. غیر استاندارد بودن منازل.  بیشتر«منازل که برای استفاده این مدارس می باشد خانه های است قدیمی و متروکه و با نور بسیار کم » در نتیجه سلامتی و حتی جان دانش آموزان و معلمین به خطر می افتد.

2. غیر استاندارد بودن کلاس ها :

کثرت دانش آموزان در یک کلاس و گاهی همزمانی دو کلاس در یک اتاق ، تفاوتهای های سنی دانش آموزان یک کلاس، اختلاط دختران و پسران در یک کلاس و آلودگی صوتی برای مدرسه و همسایه ها  کیفیت یادگیری را کاهش می دهد.

ج) کمبود امکانات

 با توجه به اینکه انگیزه بسیاری از مدیران مدارس این چینی بیش از اینکه ارائه خدمات آموزشی و فرهنگی باشد کسب در آمد است. شهریه ای شاگردان به اندازه ای نیست که اجاره منزل، حقوق معلمین و مخارج جنبی دیگر را کفایت کند، به همین دلیل مدارس از وسایل رفاهی اولیه مانند میز و صندلی، وسایل گرمایشی و سرمایشی محروم اند.

آثار مثبت مدارس خودگردان

.مشکل جدی دیگر این نوع مدارس وابستگی شدید اقتصادی مدیران مدارس به دانش آموزان و نداشتن توان لازم در اجرای اهداف تحصیلی است. با وجود گرفتاری های بالا و برخی موانع آشکار دیگر، باید اعتراف نمود که این مدارس، بارانِِ معرفتی است برای انسان های تشنه در کویر دانش. اگر مداراس خودگردان تنها از نظر کمی رشد نماید و همه­ی دانش آموزان بازمانده از تحصیل در جمهوری اسلامی را فراگیرد، درخت دانش فرزندان مهاجرین به بار خواهدنشست و حیات علمی در کالبد شان خواهد دمید.در سایه تحصیل در این نوع مدارس همبستگی، خودباوری، خود مختاری، شایستگی، ارتباط و احساس تعلق، پیوند جویی، هویت، و صمیمیت را، که مانند نیازهای ضروری فیزیولوژیکی (تشنگی و گرسنگی) و نیاز معرفتی هر فرد می باشد در میان فرزندان مهاجر تأمین می­گردد.

مشکل حادتر فرزندان مهاجر این است که در رسوم، عادت­ها و سنت­هایی به دنیا می­آیند و رشد می نمایند که  متفاوت از فرهنگ بومیشان بوده و پذیرش عادتهای جدید با فلتر فرهنگ خانواده مواجه می شود و از طرف دیگر جامعه­ی میزبان نیز نمی تواند او را  پذیرش و جذب کند  ؛ بدین جهت این فرزندان  در یافتن هویت خود با مشکل جدی روبرو می شوند، و بهداشت روانی  آنان صدمه می بیند.

در این شرایط  وجود مدارس خود گردان در حفظ و بازیابی هویت نوجوانان و جوانان مهاجر کمک بزرگی می نماید، پس توسعه مدارس خود گردان بسیار کاراساسی و مهم می باشد.

 اگر مدارس خصوصی از نظر کیفی و شیوه ارائه خدمات تحصیلی بهبود یابد و بتواند از نظر نرم افزاری استانداردهای آموزشی را رعایت نماید و هدف های دقیق درسی خود را با نظر متخصصان یادگیری و فلسفه تعلیم و تربیت همسو کند،و در جهت تخصصی نمودن آموزش گام گذارد، سرنوشت مهاجرین و فرزندانشان را خود شکوفایی، شایستگی و عزت رقم خواهد زد. 

|+| نوشته شده توسط حمیداله شریفی در دوشنبه 1385/10/11 | موضوع:
بالا
POWERED BY
BLOGFA.COM

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
 
Free Counter
Free Counter